داستان کوتاه
29 اردیبهشت 1400 توسط یاحسین
#داستانک ‼گدایی ٣٠ سال کنار جاده ای مینشست. یک روز غریبه ای از کنار او گذر کرد. گدا طبق عادت کاسه خود را به سمت غریبه گرفت و گفت : بده در راه خدا غریبه گفت : چیزی ندارم به تو بدهم؟ آنگاه از گدا پرسید : آن چیست که رویش نشسته ای ؟؟ گدا پاسخ داد: هـیچی… بیشتر »